رهبری

امروزه از نظر درک مدیریت و رهبری و هم از نظر عمل کردن به آن، روزگاری هیجان‌انگیز است آن چنان که در گذشته بی‌سابقه بوده است. اینک شاهد این آگاهی فزاینده هستیم که توفیق سازمان‌هامان مستقیما به استفاده موثر از منابع انسانی متکی به علوم رفتاری کاربردی، بستگی دارد.

صاحب‌نظران علم مدیریت رمز موفقیت مدیر را در توان هدایت نیروی انسانی تحت سرپرستی وی می‌دانند. مدیر یا رهبر از منابع قدرت اعم از قدرت پست و مقام، قدرت تشویق و تنبیه، قدرت تخصص و قدرت مرجعیت، برای اعمال نفوذ و هدایت کارکنان به سمت اهداف سازمانی استفاده می‌کند. نحوه و طریق اعمال قدرت، سبک رهبری را نمایان می‌سازد.

در کتاب شیوهای رهبری و رفتار سازمانی مطالعات زیادی در خصوص سبک‌های رهبری و مدیریت انجام شده است و مدیریت را به دو مولفه تقسیم‌بندی کرده‌اند، نظریه‌های رهبری و مدیریت که به مطالعه صفات و خصوصیات رهبری می‌پردازند و نظریه‌هایی که رفتار رهبری را مورد مطالعه قرار می‌دهند. بر اساس این دو مولفه و بر اساس نگرش نظریه‌پردازان (نگرش جهان‌شمول و اقتضایی) به تئوری‌های رهبری نظم داده شده است. با توجه به عدم جامعیت نظریه‌های رهبری و اینکه هر کدام از نظریه‌ها از یک منظر به موضوع رهبری پرداخته‌اند و از آنجا که رهبری بدون ارزیابی و در نظر گرفتن عوامل موثر در موقعیت، نتایجی از قبیل نارضایتی کارکنان و به هدر رفتن منابع سازمان را به همراه خواهد داشت لذا ضروری است که سازمان برای این کار از الگوی تصمیم‌گیری مناسبی استفاده کند.

موضوع رهبری، موضوعی پیچیده است، این پیچیدگی از یک طرف حاصل کثرت تعداد متغیرهای دخیل در موضوع و از طرف دیگر به علت وجود متغییرهای کلامی است که مولفه ابهام را به تصمیم‌گیری می‌افزاید. علاوه بر این تصمیم‌گیری در موضوعاتی مثل رهبری به دانش افراد خبره وابسته است. دانش افراد خبره موضوعی نیست که به سادگی بتوان آن را به مدلی برای تصمیم‌گیری تبدیل کرد. با این وجود بسیاری از ابزارهای سنتی برای مدل‌سازی، استدلال و محاسبه، از نظر ویژگی، قطعی، معین و دقیق هستند. علاوه بر آن مدل‌های مرسوم در تصمیم‌گیری در مواجهه با متغیرهای کلامی و دانش افراد خبره از منطق دودویی (Binary) استفاده می‌کنند حال آن که این گونه تصمیمات از طبیعت پیوسته (درجه یا میزان تعلق) برخوردارند. برای مواجهه با چنین موقعیت‌هایی ابزارهای تصمیم‌گیری مناسب با این شرایط مورد نیاز است. چنین به نظر می‌رسد که در این گونه موارد ریاضیات Fuzzy ابزار مناسبی برای مدل‌سازی خواهد بود. در مواردی که مجبور هستیم دانش افراد خبره را به مدل‌های ریاضی تبدیل کنیم به علت ماهیت دانش -که با استفاده از متغیرهای کلامی بیان می‌شود- بکارگیری تئوری و منطق Fuzzy مناسب خواهد بود.

 

ارائه مدلی برای تعیین سبک رهبری مناسب در سازمان‌ها بر اساس منطق Fuzzy/ ششمین کنفرانس بین‌المللی مهندسی صنایع/ ارائه پوستری

/ 0 نظر / 19 بازدید